باغبان



شب فرياد گذشت
سحر روز سكوت
نرم و آرام دميد

ميوه ی تجربه هرگز نرسيد
باغ در آتش خشم
باغ در شعله ی وحشی ی هوس
باغ در حادثه سوخت

باغبان اشك نريخت
باغبان ياد گرفت
می رود زحمت دهساله به يك شب بر باد . . .

روی خاكستر باغ
باز هم، صبح سكوت
باغبان،
ريشه ی ترد نهالی را كاشت . . .



کامبیز میرزایی

 

 

 

 
بازگشت به لیست اشعار و ترانه ها

هر گونه استفاده تجاري از آثار فوق موکول به کسب مجوز از پديد آورنده است