|
چرخ کبود
نفر نفر
خونه به دوش
صدای توپ
اشک و دعا
نفرت و خون و انتقام
مرگ نفس
شیون مادر توی آخرین نگاه
نفر نفر
جام شراب
لباس تنگ رنگارنگ
صدای خنده تا سحر
مست و ملنگ
سفید و خوشگل مث ماه
نفر نفر
رنگ عزا
رنگ سیاه
رنگ شکنجه
شکل آه
شکل زمین من و تو
گندم و بوی خون و آسیای از ما بهترون
نشئه ی وارداتی و جیب خودی
ول زیر سقف آسمون
اینجا جوون
اونجا جوون
حاصل عمری به فنا . . .
نفر نفر
ارباب آسمون خراش
روزا معاش
شبا معاش
خود شکم
زیر شکم . . .
نفر نفر
اسیر بازی ی زمون
امروز همون
فردا همون
چشم براه معجزه
دل نگرون
اما بازم
امروز همون
فردا همون
چرخ کبود
دست شما درد نکنه!
کامبیز میرزایی
|