همروح



سلام رهگذر،
خوش آمدی
چه خوب که هستی
خوب است که هنوز هم دو نگاه آشنا هم را بر معنای يک عبارت قطع کنند
هر چه باشد من و تو همروحيم 
چه اشتراکها که با هم نداريم؛
ما را رج نزده اند برای پر کردن کسالت روزها
ما نيستيم که عادت اين ازدهام شويم
ما برای رساندن دو لحظه به هم نيامده ايم
ما تفاوت لحظه هاييم‌
ما هستيم که امروز پر شود از واژه های تازه
از حرفهای ناب
از قرار و مرهم‌
از محتوا و سکوت
از پيوستن و بخشيدن
از تپش پر هيجان انتظار يک ديدار
ما هستيم که روزها مثل هم نباشند‌
که کسی باشد تا گلها سيراب شوند
ما هستيم که يک دکلمه احساس را بتوان روی کاغذ ريخت
يک قطره روح تازه بر خشکی فرا گستر اين دشت بی کسی
ما هستيم برای هم و ما در کنار هم ياد خواهيم گرفت چگونه بودن را . . .



كامبيز ميرزايی

 

 

 

 
بازگشت به لیست اشعار و ترانه ها

هر گونه استفاده تجاري از آثار فوق موکول به کسب مجوز از پديد آورنده است