نه



مگه فرقی ميکنه
اگه دستات تو خيال
توی موهام بشينه، بچه بشم
از شبای تلخ بی كسی بگم
از سكوتی كه به سنگينی كوهه رودلم
از تن نازك بغضی كه شكست
مگه فرقی ميکنه
اگه من خواب ببينم
که تو آبادی آغوش منی
تو كوير عاطفه
مگه فرقی ميکنه . . .
مگه فرقی ميکنه
اگه صد تا غزل از چشمای تو پر بکشه
تو شبای سرد بی قافيه گی
بشينه تو سينه ی كاغذ من
مگه فرقی ميكنه . . .

مگه فرقی ميکنه
اگه لمس تن تو
سر انگشتای من جز بزنه
منو ديوونه كنه

مگه فرقی ميكنه . . .
واسه تو . . . مگه فرقی ميكنه !؟



کامبیز میرزایی

 

 

 

 

 
بازگشت به لیست اشعار و ترانه ها

هر گونه استفاده تجاري از آثار فوق موکول به کسب مجوز از پديد آورنده است