|
برو
تو به من گوش نکن
زندگی کن به روالی که گذشت
سر به سر شادی و بی دغدغه گی
تو مرا قبله نکن
برو تا آخر لذت برو تا مرز گناه
برو تا خانه ی آن وسوسه ی پر هیجان
تو به پایم ننشین
پای یک زائر بی نام و نشان
من و تنهایی من عادت شبهای خداست
برو دنیا از تو
که من آواره ی راهی دگرم
خانه ام اینجا نیست
برو دنیا از تو
کامبیز میرزایی
|