فریاد



آنکه بی شک همه ی سادگی ام را یکجا
هدیه اش خواهم کرد
چه کسی خواهد بود؟
چه کسی خواهد بود
آنکه در آغوشش
تلخی ی خلوت شبهایم را
به فراموشیها بسپارم
چه کسی خواهد بود آنکه رها خواهد کرد
مرا از تشویش
و ز تردید محبت ورزی
دل من پر شده از شوق محبتهایی
که ندیده ست هنوز
قلب من می تپد از امیدی
که به پیراستگیها دارم
چه کسی خواهد بود
آنکه پیراستگیها و محبتها را
بنشینیم به تقسیم شبی
و در آن شب تا صبح
هر دو باور نکنیم
مهر ورزی حریمی دارد



کامبیز میرزایی

 

 

 

 
بازگشت به فهرست اشعار و ترانه ها

هر گونه استفاده تجاري از آثار فوق موکول به کسب مجوز از پديد آورنده است