|
من و تو
مث فرق سايه و خورشيده فرق من و تو
مث فرق شب و روز
يا زمستون و بهار
مث ديروز و هنوز
بين ما يه
فاصله س
قد اون فاصله که ميون فيلسوف و خداس
قد اون نگاه سرد که بين پولدار و گداس
قد اشک چشای من تا
صدای
خنده
هات
قد اون غرور تندی که ميون بچه هاس
من و تو غريبه ايم
مث بارون و کوير
مث انشاء و حساب
مث
آزاد و اسیر . . .
دلامون حسرت يه محبته
قد لبخند و سلام
شکل يه بوسه
ی
ناگهانی ی بی سر و ته!
مث حرفای قشنگ نا تمام
. . .
ولی حيف
. . .
من و تو عادت لب بسته
ی يک تحمليم
. . .مث
خشم و احترام
. . .
ولی حيف
من و تو قصه
ی
پاييز و گليم
. . .
زیر گنبد کبود
ولی حیف
من و تو نسیبمون جدایی ی
اولین و آخرین حرف کتاب دلمون تنهایی ی
کامبیز میرزایی
|