یه عکس پاره



یه شب که بارون
صدای باد و صاعقه
تنهای تنها
نگاه خیره دور دورا
آدما خوابن
فردا بازم روز خداس
چشمای خسته
خیره تو چشم آسمون
یاد قدیما
هر چی میخواست بشه شده
یه عکس پاره
چاره ی کارش آتیشه
صدای فندک
پس چرا روشن نمی‌شه
جعبه‌ی کبریت
اینم که خیسه همیشه
باشه تا فردا
دلت نیومد انگاری
چیکار باید کرد
بدجوری گیره پنداری



کامبیز میرزایی

 

 

 

 
بازگشت به فهرست اشعار و ترانه ها

هر گونه استفاده تجاري از آثار فوق موکول به کسب مجوز از پديد آورنده است